گزارشی از نشست نقد و بررسی کتاب «الفقه المقارن»
نشست نقد و بررسی کتاب الفقه المقارن، اثر استاد دکتر کریم بیآزار شیرازی با حضور مولف و ناقدان این کتاب، آیتالله محمدعلی تسخیری، مشاور عالی مقام معظم رهبری در امور جهان اسلام، مولوی عبدالحلیم قاضی، مفتی مدرسه دارالعلوم زاهدان و از علمای حنفی مذهب و دکتر ماموستا نقیبی، مسئول مرکز بزرگ اسلامی سقز و از علمای شافعی مذهب برگزار شد.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دبیرخانه شورای برنامه ریزی مدارس علوم دینی اهل سنت، نشست نقد و بررسی کتاب الفقه المقارن، اثر استاد دکتر کریم بیآزار شیرازی با حضور مولف و ناقدان این کتاب، آیتالله محمدعلی تسخیری، مشاور عالی مقام معظم رهبری در امور جهان اسلام، مولوی عبدالحلیم قاضی، مفتی مدرسه دارالعلوم زاهدان و از علمای حنفی مذهب و دکتر ماموستا نقیبی، مسئول مرکز بزرگ اسلامی سقز و از علمای شافعی مذهب برگزار شد.
استاد دکتر بیآزار شیرازی در ابتدای سخنان خود ضمن تقدیر از تلاشهای صورت گرفته در زمینۀ تقریب مذاهب اسلامی از سوی مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی و سایر موسسات وابسته به آن بیان داشت: پیش از پیروزی انقلاب اسلامی و اوایل آن، علمای مذاهب اسلامی از دیدار با یکدیگر وحشت داشتند، اما اکنون این شرایط تغییر کرده است و علمای شیعه و سنی، ضمن انجام دیدارهای متقابل از معلومات یکدیگر استفاده میکنند و اساتید شیعه و سنی در مدارس همدیگر تدریس میکنند. امروز همچنین طرح مباحث توأم با ادب است و دیگر مانند گذشته، اثبات خود با نفی دیگری در حوزههای مورد بحث نیست.
وی در مورد انگیزۀ نگارش کتاب «الفقه المقارن» به دیدار جمعی از علما با امام خمینی اشاره کرد و بیان داشت: امام در آن دیدار، یکی از آرزوهای خود را نگارش کتابی در فقه دانست که جامع تمام ابواب فقهی به انضمام مسائل روز باشد، زیرا رسالههای موجود بر خلاف قرآن متأسفانه از مسائل اجتماعی فاصلۀ زیادی دارند. همچنین در سفرم به نجف ،آثاری از محمدجواد مغنیه و شهید محمدباقر صدر را مطالعه کردم که در آنها به مسائل اجتماعی توجه شده بود.
وی افزود: یکی از اقدامات اولیه بنده در کتاب حاضر، توجه به تفاوت میان ابواب فقهی است. در کتابهای فقهی، ابواب پراکندهای ذکر شده است و ارتباطی میان آنها نیست، در صورتی که در قرآن این ارتباط به نحو آشکاری وجود دارد؛ مثل ارتباط میان نماز و زکات که در بیشتر موارد این دو مقوله با هم بیان شدهاند. بنده این ابواب را در چهار بخش عبادات، مسائل اقتصادی، خانواده و بهداشت و مسانل سیاسی و حقوقی تقسیمبندی کردم و ارتباط میان آنها را نشان دادم. در این بررسی نشان داده شد که به عنوان نمونه، فقه اسلامی در مسائل اقتصادی تا چه اندازه سازگار در حل مسائل مختلف است.
دکتر بیآزار شیرازی در ادامۀ تشریح مولفههای موجود در کتاب عنوان کرد: در زمینۀ پیوندهایی که قرآن میان ابواب فقهی برقرار کرده است نیز پژوهش شده است. همچنین موضوع پیوند اخلاق و فقه نیز مورد توجه قرار گرفته است. متأسفانه به دلیل فعالیت تخصصی روی فقه در حوزههای علمیه، مسأله اخلاق مورد کمتوجهی قرار گرفت. البته برای نخستین بار، غزالی به این موضوع توجه نمود و با نگارش کتاب احیاء علومالدین اقدام به ترکیب فقه و اخلاق نمود. امام خمینی (ره) هم در آثار خود به این موضوع توجه نموده است. موضوع لزوم توجه به ابعاد اجتماعی فقه و کوشش امام در راستای احیای این ابعاد نیز مورد توجه اثر حاضر بوده است.
وی در مورد سایر موضوعات مورد توجه در این کتاب افزود: مسأله حکمت احکام و فقهالمقاصد جهت اینکه مردم با دانستن احکام با شورو ذوق بیشتر به آن عمل کنند، با توجه به اهمیت آیات قرآن، احادیث پیامبر (ص) و ائمه معصومین (علیهم السلام) و روش برخی از علمای پیشین نظیر شیخ صدوق به این موضوع نیز در این کتاب مورد توجه قرار گرفته است. در کنار این مسأله، موضوع به روز کردن فقه و توجه فقه به موضوعات جدید و تغییر شرایط زمان و مکان، همچنین لزوم تعریف موضوعات فقهی در حوزههای مختلف از دیگر موضوعات مورد توجۀ این کتاب بوده است.
دکتر بیآزار، موضوع نشان دادن مرجعیت علمی اهل بیت (علیهم السلام) را دیگر مسأله مهم کتاب خود دانست و بیان کرد: متأسفانه برخی افراد فقه مذاهب اربعه را در برابر فقه اهل بیت (علیهم السلام) میدانند و این در حالی است که فقه مذاهب اربعه، استفاده زیادی از فقه اهل بیت (علیهم السلام) کرده و بسیاری از مستندات فقهی آنها از اهل بیت (علیهم السلام) است.
پس از سخنان مولف کتاب، آیتالله تسخیری، دبیرکل پیشین مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی به ایراد مباحث خود پیرامون کتاب مورد بررسی پرداخت. وی در ابتدا بیان داشت: علما در دورۀ تأسیس مذاهب اسلامی همکاری بسیار نزدیکی با هم داشتند که متأسفانه این سنت در دورههای بعد ادامه نیافت و بدینترتیب بین مذاهب اسلامی جدایی به وجود آمد. در قرون اول و دوم، اینکه یک عالم شیعی نزد یک عالم غیرشیعی درس بخواند و یا بر کتاب یک عالم سنی، علمای شیعه شرح بنویسند و برعکس، امری طبیعی بود. روایتهای مختلفی نیز در این زمینه وجود دارد که در یکی از آنها، یکی از شاگردان ابوحنیفه در یک نشست علمی در حضور منصور، خلیفه عباسی، به صراحت این سخن استادش را روایت میکند که که لولا السنتان لهلک النعمان. در روایت دیگری هم بر شاگردی ابوحنیفه در محضر امام صادق (ع) با وجود بیشتر بودن سن حکایت دارد. در برخی روایات هم بر استفاده امام مالک بن انس از دروس امام صادق (ع) و احترام متقابل میان آنها اشاره دارد.
وی در زمینۀ محبت اهل بیت (علیهم السلام) در قرون نخستین نیز بیان کرد: در برخی از زمانها، همه ائمه مذاهب اسلامی این اتهام را داشتند که دارای تمایلات شیعی هستند که امام فخررازی در مورد اتهام به امام شافعی معتقد بود که محبت اهل بیت (علیهم السلام) برای وی مایۀ فخر و مباهات بود. ابوحنیفه نیز بر این باور بود که امام صادق (ع) به این دلیل که همه ادله و خلافها را رسیدگی کرده و یکی از آنها را برگزیده است، داناترین فرد در جهان است. موضوع برجستگی علمی اهل بیت (علیهم السلام) همچنین مورد تأیید دشمنان آنها نظیر مأمون عباسی بود.
آیتالله تسخیری ضمن تأکید سخنان مولف کتاب «الفقه المقارنه» در مورد وجود ادب اختلاف در قرون نخست بیان داشت: قرآن دارای یک نظریۀ کامل ادب اختلاف است و در سورۀ سبأ، برخی از شرایط این ادب را بیان میدارد که شامل مواردی نظیر لزوم عدم تأکید صرف بر نظریات خود و تساوی علمی سطوح گفتگو است.
وی در پایان سخنان خود اظهار امیدواری کرد که رویکرد مولف کتاب مورد بررسی نشر بیشتری یابد و رویکرد ائمه مذاهب اسلامی در بین علمای مسلمان معاصر توسعۀ بیشتری یابد.
در ادامۀ این نشست، مولوی عبدالحلیم، قاضی و مفتی مدرسه مکی زاهدان به ایراد سخنان خود پیرامون کتاب «الفقه المقارن» پرداخت. وی در ابتدای سخنان خود از مطالب آیتالله تسخیری قدردانی نمود و عنوان داشت: موضوع احترام متقابل و ملاطفت بین ائمه مذاهب اسلامی امری بسیار طبیعی در قرون نخستین بود و این موضوع در بسیاری از روایات ذکر شده است.
وی با اشاره به اینکه برگزاری جلسۀ نقد برای یک کتاب به معنای کاستن از شأن علمی آن نیست، بلکه میتواند نشستی برای روشنگری بیشتر و اکمال نظرات شود، بیان داشت: بنده با دیدگاههای علمی مولف کتاب آشنا هستم و کتاب مورد بررسی را چندین سال در دانشگاه تدریس کردهام. اما در مورد نام و عنوان کتاب باید گفت که فقه مقارن، فقهی تطبیقی است و بین آرای مذاهب مختلف تطبیق قائل خواهد شد، صرفنظر از اینکه دیدگاه مولف موافق کدام رأی و نظر است. بنابراین یکی از اشکالاتی کتاب حاضر، تأکید و تمرکز روی دیدگاهی خاص است و از این جهت، علمی به نظر نمیرسد.
وی افزود: با توجه به عنوان کتاب، اگر قرار بود که مرجعیت عترت در کتاب اثبات شود، لازم بود که ابتدا نظر تمام مذاهب بیان میشد و سپس نظر تشیع و امامیه و جعفریه و استدلالهای اهل بیت (علیهم السلام) عنوان میگردید که به نظر میرسد این شیوه در کتاب رعایت نشده است و تنها به منابعی که روایاتی از اهل بیت (علیهم السلام) در آنها ذکر شده استناد شده است که این موضوع به تنهایی مرجعیت اهل بیت (علیهم السلام) را اثبات نمیکند.
مولوی عبد الحلیم در ادامۀ انتقادات خود به کتاب مورد بررسی به موضوعاتی نظیر چگونگی ستر وجه در حالت احرام از دیدگاه مذهب حنفیه اشاره کرد و بیان کرد: بهتر بود در این زمینه به کتابهای نوشته شده در زمینه احکام حج مراجعه میشد و مطالب با دقت بیشتری عنوان میگشت.
وی همچنین به موضوعاتی نظیر ترتیب مطالب کتاب، لزوم رعایت القاب برای ائمه مذاهب اسلامی، فقها و صحابه همانند اهل بیت: و برخی اشکالات نگارشی و تایپی نیز اشاره کرد و ادامه داد: در کتاب مورد بررسی، با استفاده از برخی روایات، شیعیان مومن خوانده شدند و به اهل سنت، تنها نسبت مسلمانی داده شده است. این در حالی است که بیان چنین اعتقادی با توجه به عنوان کتاب که فقه مقارن است، ناسازگار است و میتواند منجر به جنجال علمی شود.
پس از بیان اشکالات دو ناقد کتاب، دکتر بیآزار شیرازی به بیان توضیحاتی در این راستا پرداخت. وی ضمن تشکر از سخنان ناقدان بیان داشت: موضوع مرجعیت عترت شاید در بین شیعیان و نیز سایر پیروان مذاهب اسلامی تازگی داشته باشد. البته از دیدگاه بنده، این موضوع که مذاهب اربعه اهل سنت در برابر مذهب اهل بیت: قرار دارد، کاملاً نادرست است. زیرا ائمه اطهار (علیهم السلام) مانند امام باقر (ع) یا امام صادق (ع) مجتهد نبودند، بلکه مجتهدپرور بودند و هزاران شاگرد را پرورش دادند. ایشان پارههای تن پیامبر اکرم (ص) بودند و مسلمانان میدانستند که عبادات و اعمال ائمه (علیهم السلام) همانند جدشان است. به همین دلیل، صحابه پیامبر (ص) روی سخن امام علی (ع) حرفی نمیزدند و ائمه مذاهب اربعه نظیر ابوحنیفه و امام مالک هم خود را رقیب امام باقر (ع) یا امام صادق (ع) نمیدانستند.
وی افزود: معنای حدیث پیامبر(ص) مبنی بر مرجعیت کتاب خدا و عترت این نیست که به طور مثال، به عترت نیز همانند پیامبر (ص) وحی شود و خود آنها نیز صاحب شریعت باشند، بلکه این مسأله به این معنی است که آنها تداوم دهندۀ شریعت اسلام بودند و اگر فقها و علمای زمان در مسائلی دچار اشکال میشدند به آنها رجوع میکردند و نظر ائمه (علیهم السلام) برای آنها حجت تلقی میشد و همین امر نیز مبنای فتاوای ائمه مذاهب اربعه اهل سنت شده است. به عنوان مثال، امام شافعی در بیان یک مسأله، به دلیل اینکه در اجماع صحابه در آن موضوع، امام علی (ص) حضور نداشت، آن دیدگاه را نپذیرد و علت این امر را موافق نبودن امام باقر (ص) عنوان نمود.
حجتالاسلام بیآزار شیرازی در جمعبندی این بخش از سخنان خود بیان کرد: عنوان مذهب جعفری از ابداعات علمای اخباری است و در این زمینه، علمای اصولی این عنوان را کمتر مطرح کردهاند. بنابراین باید پذیرفت که ائمه و علمای اهل سنت هیچوقت به دنبال مخالفت با ائمه اطهار: نبودند و اساساً آنها را رقیب خود نمیدانستند.
وی در مورد مسأله ایمان نیز گفت: موضوع ایمانی که در این کتاب مطرح شده است، در برابر کفر نیست. ازاینرو، عنوان مومن که در این کتاب ذکر شده است به معنای افرادی است که موافق در مذهب خودشان هستند و به معنای مومن در برابر کافر نیست. به همین دلیل هرگز شیعیان اقدام به تکفیر اهل سنت نکردهاند و حتی حضرت امیر (ع) حاضر به تکفیر خوارج نیز نشدند. پس باید گفت که اصطلاح مومن دارای انواع و اقسام مختلفی است و باید به این مسأله توجه شود و در اینجا، لفظ مومن به معنای معتقدین به ولایت امام علی۷ عنوان شده است.
این استاد حوزه و دانشگاه در پایان سخنان خود در این بخش بیان کرد: یکی از اهداف بنده از نگارش کتاب حاضر این بوده که نشان دهم مذاهب اربعه اهل سنت از فقه اهل بیت: در موضوع فقه مقارن استفاده زیادی کردهاند.
در ادامۀ این نشست علمی، دکتر ماموستا نقیبی به عنوان ناقد دیگر کتاب «الفقه المقارن» مطالب خود را بیان نمود. وی ضمن تشکر از زحمات مولف کتاب گفت: اهل سنت ایران به خصوص پیروان مذهب شافعی بسیار خوشنود هستند که در کشوری زندگی میکنند که تحت رهبری آیتالله خامنهای قرار دارد و اهل سنت نیز هم در طول تاریخ پس از انقلاب در مسیر دفاع از نظام جمهوری اسلامی و اهل بیت عصمت و طهارت به طور عملی خود را نشان داده است. از سویی دیگر، همۀ مسلمانان باید به این مسأله توجه کنند که سرویسهای جاسوسی غربی و صهیونیستی به دنبال ایجاد اختلاف بین مذاهب اسلامی و ترویج پدیدۀ بیمذهبی هستند. بنابراین باید کوشش کرد که وحدت میان پیروان مذاهب اسلامی گسترش یابد و کتاب نوشته شده گامی مهم در این راستا است.
دکتر نقیبی افزود: اظهار محبت به اهل بیت:، رکنی اساسی در مذهب شافعی و اهل سنت است و در این راستا، امام شافعی در اشعار خود بیان میدارد که اگر این محبت منجر به ایراد تهمت رافضی شود، او از همه رافضیتر است. اهل سنت در طول تاریخ هیچگاه به دنبال اختلاف نبودند و نگاهی به نامگذاری صورت گرفته در بین خانوادههای اهل سنت نیز نشان میدهد که نامهای اهل بیت (علیهم السلام) نظیر حسن، حسین، رضا و فاطمه به میزان زیادی قابل مشاهده است و این امر، نشانگر وحدت قلبی و عملی اهل سنت با شیعیان است.
رئیس مرکز اسلامی سقز با اشاره به فتوای رهبر انقلاب در مورد حرام بودن توهین به همسران پیامبر (ص) گفت: این فتوی تعجب اهل سنت کشورهای عربی و دنیا را برانگیخت و ازاینرو، وظیفۀ علمای شیعه و سنی این است که سوءظنهای موجود را از بین ببرند و اقداماتی نظیر برپایی کنگره مبارزه با جریانهای تکفیری در قم از جمله اقدامات مناسب در این راستا بوده است و تأثیر آن از همایشهای حکومتی بسیار بیشتر است. امروز بیش از گذشته احتیاج است که علمای شیعه و سنی برادرانه در کنار هم قرار گیرند و کوشش بزرگان وحدت مسلمانان و تقریب بین مذاهب اسلامی را تکمیل نمایند.
دکتر رضوانی، به عنوان یکی از متخصصین فقه مقارن نیز در این جلسه به بیان مطالب خود پیرامون کتاب مورد بررسی پرداخت. وی در زمینه مطالب کتاب گفت: مرجعیت عترت به معنای تقلید از آنها است و در این راستا، به نظر میرسد اشکالی وارد نباشد. در مورد مبحث ایمان نیز آنگونه که بنده از مجموعه روایات اهل بیت: استفاده کردهام، ایمان دارای دو اطلاق است و تنها یکی از آنها به معنی ایمان در برابر کفر است و ازاینرو، ایمان در معنای دیگر به معنی ایمان به مرجعیت اهل بیت: است.
وی افزود: یکی از گلههای مهم علما این است که در طول تاریخ به مسأله مرجعیت اهل بیت: توجه زیادی نشده است. به عنوان مثال، بخاری یا مالک در کتابهای خود در موارد اندکی احادیث مرسل از امام باقر (ع) یا امام صادق (ع) را نقل کردند.
در بخش پایانی این نشست علمی، سایر شرکتکنندگان نیز به بیان مطالب خود پرداختند و به موضوعاتی نظیر مفهوم ایمان و لزوم توضیح بیشتر در این رابطه، تکفیر نکردن سایر مسلمانان از سوی علمای شیعه در طول تاریخ، توجه به عنوان کتاب و تفاوت آن با موضوع فقه مقارن به تنهایی با توجه وجود عبارت مرجعیت عترت، لزوم نظارت بر کتب درسی اهل سنت و حذف مطالب غیرتقریبی و غیرواقعی، لزوم افزودن مبحث فقه سیاسی به کتاب حاضر و بازنگری در مطالب مربوط به فقه پزشکی با توجه به منابع دیگر و مباحث جدید پزشکی و در نهایت توجه به مباحث فقه حکومتی اشاره نمودند که حجتالاسلام دکتر بیآزار ضمن تشکر از مباحث مطرح شده از سوی حاضران بیان کرد که در جلد بعدی این کتاب به مسائل سیاسی و حقوقی پرداخته خواهد شد.
ماموستا دکتر عابد نقیبی
